تبليغاتX
آموزش زبان انگلیسی




















آموزش زبان انگلیسی

آموزش زبان انگلیسی.گرامر.مکالمه.اصطلاح.ضرب المثل.لغت.سرگرمی.شعر.داستان.نکته های مهم . دانلود و .....

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳ میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه ۱۲۱ میلیون نفر و آلمانی ۱۱۸ میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع و روش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا ۷ نکته ساده را برای شروع
یادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱-   مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از
یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲-   تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده ۱۰ دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم با تکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳-   متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴-   شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان ۴ تا ۵ سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه ۴ ساله باشید نه یک مهندس ۲۰ و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه و درس را با تفریح بیاموزید.

۵-   اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶-   زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷-   این را بدانید که یادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

در این مقاله نیز می توانید با ابزارها و روش های موثر یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی) آشنا شوید.

نویسنده: غزاله فیروز

در همین رابطه بخوانید:

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 2:54 توسط كميل جعغری| |


Neighbors

Albert got up at 6:30 a.m. and had coffee, cereal and fruit. After reading the morning paper he went for a walk. He walked past Mr. Brown's red barn, and saw Mr. Brown outside in front of his house watering his flowers.

"Good morning, Albert!" said Mr. Brown.
"Oh. Good morning, Mr. Brown. How are you today?"
"Just fine. It's going to be a beautiful day."
"I think so," replied Albert.

Albert stopped to admire Mr. Brown's flower garden.

"Quite a garden you have this year."
"Yes. Well, we've had perfect weather for it this year."
"Yea. So far. Knock on wood."
"Cross your fingers!", answered Mr. Brown with a chuckle.
"I'm heading down the road. Have a nice day, Mr. Brown."
"You too Albert. Stop back later for some lemonade if you feel like it."
"Thanks. I just might. Talk to you later."
"Have a nice day   ."

1 When did Albert get up

in the afternoon

at night

in the morning

at midnight





2 Which meal did Albert eat

lunch

breakfast

dinner

supper





3 Which of the following is probably true

Albert is about the same age as Mr. Brown.

Albert is older than Mr. Brown.

Albert is younger than Mr. Brown.


نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:30 توسط كميل جعغری| |

«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنيداري نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌کند. زبان انگليسي يک زبان «استرس محور» مي‌باشد که اين بدان معنا است که سيلابهاي خاصي استرس بيشتـري نسبت به بقيـه دريـافت مي‌کنند، در حاليکه از روي کلمات فـاقد استرس بـه سرعت مي‌گذريـم. انگليسي زبانان به طور طبيعي استرس کلمات را به کار مي‌برند. اين آنقدر براي آنها طبيعي است که حتي نمي‌دانند دارند از آنها استفاده مي‌کنند. در بسياري از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپني، هر سيلاب با «تأکيد» مساوي و يکسان تلفظ مي‌شود. بنابراين اين دسته از غير انگليسي زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:
1.       آنها نمي‌توانند به راحتي صحبتهاي انگليسي زبانان بومي (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.
2.       انگليسي‌زبانان بومي هم به نوبه‌ي خود در درک صحبتهاي غير انگليسي زبانان (غير بومي) مشکل دارند.
اما «استرس کلمه (word stress)» دقيقاً چيست؟ انگليسي زبانان هر سيلاب را با شدت يکساني بيان نمي‌کنند،‌ بلکه يک سيلاب را با استرس (تکيه) تلفظ مي‌کنند. آنها يک سيلاب را بلند و واضح و بقيه سيلابها را آرامتر بيان مي‌کنند.
سه کلمه‌يphotographer ، photographو photographic را در نظر بگيريد. اين سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جاي متفاوتي قرار گرفته است:
PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic
همه کلماتي که بيش از دو سيلاب دارند، داراي يک سيلاب استرس دار يا مؤکد هستند:
TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.
اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرسکلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود راتـقـويـت خواهيد کرد.
انگليسي زبانان بيشتر به سيلابهاي «استرس دار» دقت مي‌کنند و نه به سيلابهاي «خفيف». اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنيداري و تلفظ خود را تقويت خواهيد کرد.
هر موقع که چيزي به انگليسي گوش مي‌دهيد (مثلاً راديو يا يک فيلم زبان اصلي) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنيد. اولين قدم شما اين است که آن را بشنويد و تشخيص دهيد. در مرحله بعد شما مي‌توانيد آن را به کار بريد!
وقتي لغت جديدي را ياد مي‌گيريد،‌ بايد مکان استرس آن را هم بياموزيد. اگر يک دفـترچه لغت داريد، موقع يادداشت يک لغت جديد حتماً نشان دهيد که کدام سيلاب داراي استرس است. اگر نمي‌دانيد مي‌توانيد به يک ديکشنري مراجعه کنيد. در ديکشنريها معمولاً سيلاب استرس‌دار را با يک علامت (  '  ) نشان مي‌دهند (قبل يا بعد از سيلاب استرس‌دار).
علاوه بر استرس کلمه (word stress)، بايد استرس جمله (sentence stress)را هم درست ادا کنيد.
بطور کلي کلمات استرس‌دار در يک جمله عبارتند از: اسمها، ‌افعال اصلي (مانند read, visit و ...)، صفتها و قيدها. کلمات ديگر يعني حروف تعريف، افعال کمکي، ضماير و ... در جمله استرس نمي‌گيرند. (دقت کنيد سيلابهاي استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگيريد.)
جمله زير را با صداي بلند بخوانيد:
The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.
حالا اين جمله را با صداي بلند بخوانيد:
He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in the evening.
اگر چه جمله دوم تقريباً 30% طولاني‌تر از جمله اول است، ولي براي بيان هر دوي آنها زمان يکساني مورد نياز است، زيرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.
 
يک تمرين
چند جمله را از يک کتاب انتخاب کنيد و روي يک کاغذ يادداشت کنيد. نخست سيلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنيد (با استفاده از يکديکشنري خوب) و سپس زير کلمات استرس‌دار يا مؤکد در هر جمله را خط بکشيد. بعد از آن، هر جمله را با صداي بلند بخوانيد و دقت کنيد که کلماتي که زيرشان خط کشيده‌ايد را با تأکيد بيشتري ادا کنيد و از روي بقيه کلمات به سرعت بگذريد.
اگر شما اين تمرين را بطور مرتب انجام دهيد از پيشرفت سريع تلفظ تان شگفت‌زده خواهيد شد!
منبع: www.zabanamoozan.com
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 7:10 توسط كميل جعغری| |

 
تافل يک آزمون جـامع زبان انگليسي است که بـراي ورود به بيش از 4400 کالج و دانشگاه در ايالات متحده و کانادا، و ديـگر بخشهـاي جهان، مورد نيـاز مي‌باشد. همچنيـن خارجياني که داراي مشاغل حرفه‌اي مي‌باشند، بـراي ادامه فعاليتهاي حرفه‌ايشان در آمريکا و کانادا مرتباً به يک رتبه تافل نياز دارند.
 
تافل کتبي و کامپيوتري
از سال 1968 تا 1998، آزمون تافل فقط به صورت کتبي برگزار مي‌شد. شرکت کنندگان پاسخ‌هايشان را روي يک برگه با مداد علامت مي‌زدند. در سال 1998 ETC كه آزمون تافل را تهيه مي‌کند و Sylvan Learning Systems که برگزاري نسخه کامپيوتري تافل را بر عهده دارد، براي اولين بار اين آزمون را به صورت کامپيوتري عرضه کردند.
علاوه بر اين دو نسخه (کتبي و کامپيوتري)، قرار است يک آزمون کاملاً جديد نيز در آينده نزديک ارائه شود. اين آزمون جديد تفاوتهاي زيادي با دو نسخه موجود خواهد داشت. از آن جمله مي‌توان به اضافه شدن بخش «Speaking» اشاره كرد. از آنجايي که اين بخش تاکنون در تافل مورد سنجش قرار نگرفته است، مي‌توانيم انتظار تغييرات بزرگي را در ساختار اين آزمون داشته باشيم.
 
آزمون کتبي تافل (PBT)
تافل کتبي يک آزمون زمانبندي شده است که از سه بخش اصلي تشکيل شده است:
 
1- بخش شنيداري
50 پرسش
35 دقيقه
2- بخش ساختار و نگارش
40 پرسش
25 دقيقه
3- درک مطلب
50 پرسش
55 دقيقه
 
بخش شنيداري. اين بخش از تافل توانايي شما را در درک مکالمه‌هاي انگليسي آمريکايي مورد سنجش قرار مي‌دهد. اين بخش خود به سه قسمت تقسيم مي‌شود. قسمت اول اين بخش (Part A) شامل مکالمه‌هايي کوتاه مي‌باشد که بين دو نفر صورت مي‌گيرد و پس از پايان هر مکالمه پرسشي مبني بر اينکه چه چيزي بين اين دو نفر رد و بدل شده است و يا پرسشي در مورد زمان يا مکان اين مکالمه، مطرح مي‌شود.
در قسمت دوم (Part B) مکالمه‌هاي گسترده‌تري بين دو يا چند نفر انجام مي‌شود و قسمت سوم (Part C) نيز دربرگيرنده نطق‌ها و سخنراني‌هايي است که بيشتر حول و حوش موضوعات دانشگاهي و آکادميک مي‌باشد.
بخش ساختار و نگارش. اين بخش دو دسته از سؤالات را در بر مي‌گيرد و هر دو دسته براي سنجش توانايي شما در تشخيص گرامر و ساختار صحيح در يک متن طراحي شده‌اند. در دسته اول سؤالات (ساختار يا Structure) شما بايد ساختار صحيح و ترتيب لغات را تشخيص دهيد. اين دسته از سؤالات از يک جمله با يک يا چند جاي خالي تشکيل شده است و شما بايد گزينه‌اي را که به بهترين نحو جمله را تکميل مي‌کند، انتخاب کنيد. در دسته دوم سؤالات (نگارش يا Written Expression) هم شما با جملات کاملي روبرو مي‌شويد که زير چهار تا از کلمات آنها خط کشيده شده است و شما بايد کلمه يا عبارت نادرست را شناسايي کنيد.
درک مطلب. مهارت کافي در درک متون انگليسي و نيز دايره لغات خوب، کليد موفقيت در همه بخشهاي تافل محسوب مي‌شود، اما در اين بخش اين مهارتها بطور خاص مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند. اين بخش از آزمون تافل معمولاً شامل پنج متن در زمينه‌هاي علمي و دانشگاهي مي‌باشد و به دنبال هر متن 10 پرسش مطرح مي‌شود. همه اطلاعاتي که براي پاسخ به پرسشها نياز داريد در داخل متنها گنجانده شده است و شما نياز به پيش‌زمينه علمي خاصي نداريد.
 
آزمون کامپيوتري تافل (CBT)
نسخه کامپيوتري آزمون تافل از بخشهاي زير تشکيل شده است:
 
1- بخش شنيداري
50-30 پرسش
60-40 دقيقه
2- ساختار
25-20 پرسش
20-15 دقيقه
3- درک مطلب
60-44 پرسش
90-70 دقيقه
4- بخش نوشتاري
1 انشاء
30 دقيقه
 
بخش شنيداري. بر خلاف آزمون کتبي، شما براي شنيدن از گوشي (headphone) استفاده مي‌کنيد. همچنيـن در آزمـون کامپيوتري علاوه بر صـدايي که مي‌شنويد، يک تصويــر هم به نمـايش در مي‌آيد. به همراه هر پرسش گزينه‌هايي در صفحه نمايش داده مي‌شوند که بجاي
 حروف (
C) ،(B) ،(A) و (D)، کنار هر گزينه يک بيضي [] ديده مي‌شود و شما بايد روي پاسخ(هاي) صحيح کليک کنيد.
در آزمون کامپيوتري تافل گاهي بيش از يک پاسخ صحيح وجود دارد. در چنين حالتي به شما گفته مي‌شود که چند پاسخ صحيح را بايد انتخاب کنيد.
اين بخش به دو قسمت تقسيم مي‌شود. قسمت اول شامل مکالمات کوتاهي است که البته کمي از تافل کتبي طولاني‌تر است. در قسمت دوم هم شما با مکالمه‌ها و سخنرانيهاي طولاني‌تري روبرو مي‌شويد.
ساختار. اين بخش آزمون تافل کامپيوتري، درست مانند تافل کتبي است، با اين تفاوت که شما بجاي علامت زدن با مداد روي کاغذ، با ماوس روي گزينه صحيح کليک مي‌کنيد.
درک مطلب. در اين بخش شما ابتدا متني را مي‌خوانيد که معمولاً طولاني‌تر از آن است که همه آن در يک صفحه نمايش ديده شود. بنابراين شما مجبور خواهيد بود از «نوار مرور» براي ديدن (يا مرور) بقيه متن استفاده کنيد (تا زمانيکه «مرور» متن را تمام نکرده باشيد، کامپيوتر پرسشها را در اختيار شما نمي‌گذارد). در اين مرحله بايد روي گزينه Proceed کليک کنيد. حال شما متن را در سمت چپ و پرسش را در سمت راست صفحه نمايش خواهيد ديد. در اين مرحله شما مي‌توانيد با کليک روي گزينه Prev به پرسش قبلي برگرديد.
بخش نوشتاري. اين بخش جدا از رتبه کلي شما گزارش مي‌شود. بخش نوشتاري در حال حاضر در آزمون کامپيوتري تافل گنجانده شده است. اين انشاء را هم مي‌توان با قلم روي يک پاسخ‌نامه نوشت و هم مي‌توان مستقيماً در کامپيوتر تايپ نمود. در اين حالت مي‌توانيد از گزينه‌هايي مثل delete، paste، cut و... استفاده کنيد.
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 7:6 توسط كميل جعغری| |

1. What has three hands but only one face?

- A clock.

2. Why is the letter "E" so important?

- Because it is the beginning of "everything"!

3. Who works only one day in the year but never gets fired?

- Santa Clause.

4. When can you have someting and nothing at the same time in your pocket?

- When you have a hole in your pocket!

5. Where can you always find money?

- In a dictionary.

6. Why do fish live in water?

- Because cats cannot swim!

7. What is black when it is clean, and white when it is dirty?

- A blackboard.

8. Why are grandpa's false teeth like stars?

- Because they come out at night!

9. What word is pronounced wrong even by native English speakers?

- The word "wrong"!

۱0. What will make more noise in your house than a dog?

- Two dogs.

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 7:3 توسط كميل جعغری| |

 

در دوره ای که پیتر نیومارک (1981) آن را دوره ما قبل زبانشناسی ترجمه می نامند، بحث درباره ترجمه، حول یک سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش لغوی. نظریه پرداز که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش
می دید، پاسخ خود را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیبا شناختی (و یا مجموعه ای ار این عوامل) بیان می کرد. پاسخهایی را که با استناد به عوامل فوق داده شده، می توان به طور خلاصه به صورت قضایایی متضاد به شرح زیر بیان کرد:

عامل فرهنگی
الف. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند.
ب. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین تغییر ترجمه کرد تا بیانگر شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد.

عامل زبانی
الف. مترجم باید تا حد امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به کار ببرد و از این راه زبان مقصد را غنی کند.
ب. مترجم باید تا حد امکان از به کار بردن کلمات و تعبیرات نویسنده که زبان مقصد را فاسد می کند پرهیز کند.

عامل اخلاقی
الف. مترجم باید لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد.
ب. مترجم باید به روح اثر متعهد باشد.

عامل زیبا شناختی
الف. مترجم باید با نقض قراردادهای عرفی زبان مقصد و آشنایی زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا حد امکان به ترجمه منتقل کند.
ب. مترجم باید غرابت زبانی متن اصلی را به حداقل برساند و زبان ترجمه را تا حد امکان طبیعی و روان کند.

استدلالهای فوق، چنانکه گفته شد، تجویزی اند و مبنایی سوبژکتیو دارند. هر کدام از آنها ممکن است در شرایط خاصی در جامعه ای مقبول واقع شوند و در شرایط خاص دیگری نا مقبول. در تاریح ملتها بسیار پیش آمده است که زمانی یک استدلال مقبول واقع شده و زمانی استدلال متضاد آن. مقبولیت این استدلالها در نهایت تابع ذوق اهل قلم و شرایط اجتماعی فرهنگی و زبانی دوره ای خاص می باشد. در دوران جدید، به ویژه در سه، چهار دهه اخیر که حوزه مطالعات ترجمه به تدریج شکل گرفته، نظریه پرداز ترجمه، وقتی صحبت از روش ترجمه می کند، همچنان خود را به اصول کلی این یا آن روش محدود می بیند، اما در اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد. نظریه پرداز دیگر تجویز نمی کند، بلکه با استناد به عوامل مختلف به خصوص نوع متن، به جای اینکه بگوید "باید" این یا آن روش را به کار برد، می گوید این یا آن روش برای ترجمه این یا آن متن به کار رفته است یا مناسب تر است و دلایل عینی خود را نیز ذکر می کند.
تغییر شیوه کار نظریه پرداز از تجویزی به توصیفی، اتفاق مبارکی است که در عرصه مطالعات ترجمه رخ داده است. این تغییر پیامدهای زیادی برای مترجمان دارد. از جمله این پیامدها یکی آن است که مترجم مجبور نیست از روشی پیروی کند که در جامعه ادبی روش غالب در ترجمه به حساب می آید. انتخاب روش بستگی به مخاطب و به خصوص نوع متن دارد. انتخاب روش وقتی درست است که ترجمه برای خواننده مفید باشد یا روش با نوع متن تناسب داشته باشد. در واقع، انتخاب روش به مترجم واگذار شده است. مترجم برای انتخاب روش باید آگاهی داشته باشد و روش مناسب را با احساس مسئولیت و اعتماد به نفس انتخاب کند. این نکته دستاورد کمی نیست هر چند که اهمیت آن همیشه به درستی درک نمی شود. کم نیستند مترجمانی که همه انواع متون را به یک روش ترجمه می کنند و برای انتخاب روش مناسب، آگاهی لازم و لذا اعتماد به نفس ندارند و دست به تجربه نمی زنند و ترجیح می دهند از روش غالب پیروی کنند.
 

نوشته: دکتر غزاعی فر
منبع: فصلنامه مترجم

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 19:22 توسط كميل جعغری| |


Design By : Night Skin